من هرسال بجز خونه تکونی و دل تکونی شخصیت تکونی هم میکنم....

اگر حوصله دارید شخصیت تکونی من رو بخونید:

 

سال 93 هم آخرین روز هاشو سپری میکنه...

امسال سال عجیببی بود...حس میکنم به جای یه سال...7,8 سال بزرگتر شدم...

اتفاقات جورواجور افتاد...تجربیاتم دوچندان شد و همون اتفاقات خوب و بد شخصیتم رو شکل داد ...(و خواهدداد)

امسال با ادم های زیادی اشنا شدم...

هر کدوم بخشی از الگو های شخصیتی من شدن...من رو به اهدافم نزدیک تر کردن...کمک کردن خودم رو بشناسم...

بعضیاشون هم مایه ی دردسر شدن و مام از زندگیمون شوت شون کردیم بیرون!

موفقیت هایی کسب  کردم...چه بزرگ...چه کوچیک!

فهمیدم زندگی این نیست که تو 70,80 سال عمر کنی...زندگی یعنی بتونی توی 20 سال هم که شده خوب باشی...

و جوری زندگی کنی که بشی مایه ی افتخار پدر و مادر...

 

تو سال 93 چیزای زیادی یاد گرفتم...

خدایا...شکرت!

 

+فقط یه چیزیو نفهمیدم!چرا امسال اقا نطلبید؟!