۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

زندگی بهاری...

نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد،
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و
بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
" این نیز بگذرد "
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و
طبل طوفان از نوا افتاده است.

یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم ،
که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود ،
رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر!

یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی
لای دست و پایم پیچیده است
بخوانمشان و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان.
 
 
"مهدی اخوان ثالث"
 
۲۷ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۱۸ ۱ نظر
هانیه شالباف

دریچه

من آوازم که میروم به سینه ی قبیله ای
نه به پرواز چشم من نمانده خواب پیله ای

سبز دریچه شو بکن زیان زرد پرده را
به شعر و شاخه می رسد خیال خام ریشه ها

منو تو وارث خورشید و ماهیم
منو تو نغمه ای بی اشتباهیم
تا زمینی می چرخد تا هوا هواست
منو تو در جنونی سر به راهیم

 

//bayanbox.ir/view/6157381419568083507/k4xn1e42.png

#دریچه _ چارتار

 

۰۸ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۱۹ ۱ نظر
هانیه شالباف

بدون شرح

سعی کنیم آدم باشیم!

۰۳ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۱۱ ۲ نظر
هانیه شالباف